تبلیغات
حرف دل - حتی نگفتیم خداحافظ...

حرف دل

حتی نگفتیم خداحافظ...
تو هم  رفتی، مثل همۀ  قصه های تکراری  زندگی من. حالا  تو فقط، تکرار  دوباره یک  قصۀ کهــنه هستی. دیگر نه اصراری به ماندنت و نه انکار رفتنت...

هیچ چیزی در من نیست جُز مشتی تصویر و خاطره که می گذارم کنج صندوق، کنـار همۀ رفته ها. نه اشکی ، نه بغضی ، نه حتی نگاهِ لرزان نگرانی که از تکرارش خسته ام. این یک بار را می خواهم صاف و مستقیم خیره شوم به چشمانم و بگویم به درک! این رفتن برگشتنی نداره...

تو باور کن که من خوشبختم و به بختِ خویش، خوش خیال می خندم و نمی خواهم بزرگ شوم  و فقط می خواهم برای بزرگ شدنم رویا ببافم. با سری که روی شونه های خودم گذاشتم نــه شانۀ دیگری که به هیچ شانه ای امیدی نیست. چه دلتنگ باشم و چه نباشم. باور کن می روم و دیگر به هیچ هوایی برنمی گردم...

حتی آفتابی ترین هوا هم گرمم نمی کند ، بس که اینجا سرد است. هوای عاشقی هایم حواله به همان دلتنگی های گاه و بیگاه. بگذار فقط خاطره باشند و چند خطی روی بی خطی های این  گذر، برای دلم که طعمش را یدک بکشد ، برای فرداها که آن هم نمی دانم برای چه؟! برای خالی نبودن عریضه و غریزه شاید ...اصلا دلم میخواهد آنقدر در رفتن فرو روم کــه راه بازگشت را گم کنم و هی دور شوم و دور شوم...
می بینی؟! از اندوهگین بودنم که فاکتور بگیری ، انگـار حالم خوب است و  دلتنگی ها را هم خیالی نیست. حتی نگفتیم خداحافظ...

نوشته شده در 1392/09/1 ساعت 18:01 توسط . ....... نظرات | |

قالب وبلاگ : قالب وبلاگ